تبليغاتX
به نام بدیع السموات و الارض


به نام بدیع السموات و الارض

*من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید**قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید*

 

یه تصمیم درست و حسابی گرفتم اما نمیدونم از پسش برمیام یا نه

میخوام برم واسه یه تغییر یه تغییر اساسی

خداوند سرنوشت هیچ قوم {و ملتی} را تغییر نمیدهد،

مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند

سوره رعد - آیه۱۱

شما چی فکر میکنید یعنی من میتونم؟؟؟

یعنی من میتونم سرنوشتمو تغییر بدم؟؟

شاید بیام چند هفته یه بار ۱ ماه یه بار نمیدونم اما میدونم که میام

روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد.

در رگ ها،نور خواهم ریخت.

و صدا خواهم در داد:

ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم،سیب سرخ خورشید.

درضمن مطمئنا شما گل هایی که این مدت یاریم کردین و پا به پام اومدین رو فراموش نمیکنم به هیچ عنوان!

شماها بیاین ها منم میام پیشتون

خداحافظی نمیکنم چون میخوام برگردم اگه خداحافظی کنم میدونم دیگه برنمیگردم

بر میگردم چه با تغییر چه بدون تغییر البته اگه عمری باشه

 

                                   

 

پ.ن:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

[بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم

 

thee do we serve and thee do we beseech for help

نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت 3:7 توسط ارفین(یه دختر)| |

سلام

یه حس غربت عجیبی بهم دست داده انگار از وطنم شهرم خانوادم آشناهام دورم البته دور نیستما اما خوب این حسو دارم

دلم میخواد الان پاییز بود برگا رو زمین ریخته بودن بعد من آروم آروم رو برگا قدم میزدم جوری که صدای خش خش برگا گوشمو نوازش بدن بعد یه دفعه یه رعد و برق آرومی بزنه و بارون تند و ریزی بباره آخ که چه کیف میده زیر بارون اون بوی خوبی که به مشام آدم میرسه وای خیلی کیف میده

دلم میخواد واسه چندروز تنهایی برم یه جای دور خیلی دور شاید واسه این همه سوال که تو ذهمنه یه جواب پیدا کنم

دلم میخواد الان برم پیش اونی که یه عالمه دلم براش تنگ شده و تا یادش میافتم گریم میگیره

دلم میخواد فیلم قرمز رو یه بار دیگه ببینم

دلم میخواد برگردم به چندسال پیش و دوباره با عشقم از اول آشنا شم و دوباره اون حسای خیلی خوب اون نیگاها که شاید دیگه تکرار نشن بیان سراغم

دلم میخواد برگردم به بچگیم و آرزوی بچگیم فقط یه بار فقط یه بار برآورده بشه که هیچوقت هم نشد

دلم میخواد برم خونه مادر بزرگم مثل بچگیام تو زمستون اون اتاق کوچولو اونم مثل همیشه پرده تورش رو بزنه کنار و اون آفتاب بی فروغ بیفته روی فرشا منم بشینم کنارش و اونم ببافه و باهام حرف بزنه

دلم میخواد بشینم جلوی دوچرخه بابابزرگ و اونم مثل همیشه با اون سیبیلای تیزش منو ببوسه و برام آبنبات بخره

دلم میخواد اون پیرزن یه بار دیگه منو میخوابوند کنارش روی تخت قدیمی و بلندش و قصه خاله سوسکه رو برام تعریف میکرد

دلم میخواد بازم برم تو حیاط بابابزرگ دوچرخه بازی کنم و از تاک پربارش قوره بچینم و تو آب حوض بشورمش و با نمک بخورم و ملچ و ملوچ کنم

دلم میخواد با مر.. یه بار دیگه بشینیم  کنار هم و درگوشی باهم حرف بزنیم و فقط بخندیم و باز دعوامون کنن و بگن بسه دیگه مگه دختر هم اینقدر میخنده؟

دلم میخواد با مر.. و آجیم بازم خاله بازی کنیم و مریم بشه خواهرمو آجیمم بشه دخترش و منم تو بازی تازه عروس باشم و مریم هم یه مامان با جذبه اما مهربون

دلم میخواد باز ریح.. وسط گرگم به هوا قهر کنه که چرا اون گرگ شده و بره به باباش چوقولی کنه

دلم میخواد مح.. که من چند ماهی ازش بزرگتر بودم تو 7-8 سالگی بره به خالم بگه من وقتی بزرگ شدم میخوام با ارفین عروسی کنم و خالم هم بیاد به مامانم بگه و دوتاشون بزنن زیر خنده و منم برم اینقدر محمد رو دعواش کنم تا گریش بگیره و منم باهاش یه عالمه وقت قهر کنم

دلم میخواد گریه کنم مثل الان و بگم دلم واسه همه این چیزا تنگ شده

دلم میخواد بگم خدایا میدونم به دنیا اومدن و زندگی سخته همونطور که واسه من سخت بود اما ازت خیلی ممنونم که منو به این دنیا آوردی تا که خیلی لحظه ها که یه عالمه حسای خوب دارنو تجربه کنم 

دلم میخواد خیلی چیزای دیگه بنویسم اما نمیشه ایکاش میشد همه اون چیزایی که دلم میخواد رو بنویسم

اینارو که نوشتم با تمام وجودم دارم حسشون میکنم خیلی دلم گرفته خیلی دلم گرفته خیلی زیاددد

حسام قاطی کردن شایدم زده به سرم میدونم میگین حتما دیوونه شدی اما این حالمو خیلی دوست دارم

                     

                 

 

پ.ن۱: نگین چرا هنوز یه هفته نشده سر و کله اش پیدا شدا اگه ناراحتین برم یه هفته دیگه بیام

پ.ن۲:  میام اما دیر به دیر فراموشم نکنین چون فراموشتون نمیکنم

پ.ن۳: شاید یه روز از روزهایی که دلم نمیخواست هیچموقع برگردن هم نوشتم

 

نوشته شده در شنبه 1388/06/07ساعت 18:8 توسط ارفین(یه دختر)| |

 

سلام دوستان گلللل

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ الحمدلله

نماز روزه هاتون قبول باشه واسه من که دعا کردین نکردین؟

باشه طوری نیست اما من که دعا گوی همتون هستم

راستش اومدم بگم یه ۲-۳ ماهی دیر به دیر میام بهتون سر میزنم

مثلا هفته ای یه بار شایدم دیرتر اما حتما میام اگه عمری باشه

نگران نشین مشکلی پیش نیومده حالا بماند که چرا

خواستم بگم میام اما دیر به دیر پس فراموشم نکنین ها

 

 

پ.ن: گلم خیلی ازت ممنونم که اینقدر بهم امید میدی خیلی ممنونم

نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03ساعت 12:31 توسط ارفین(یه دختر)| |


Design By : Night Skin

پورتال سیمرغ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس